آتش روشن کنیم
دستانم یخ بسته اند
...
تو که قدرت گرم کردن نداری چرا از آتش منعم می کنی؟؟؟
+
نوشته شده در چهارشنبه بیستم دی 1385ساعت 18:54  توسط مینا
|
اعتیاد عجیبی پیدا کرده ام به ساندیس لیمو...
+
نوشته شده در یکشنبه هفدهم دی 1385ساعت 16:39  توسط مینا
|
از هیاهوی آدم ها نترس
در ازدحام جمعیت گم نشو
بگذار انبوه آدم ها در تو حل شوند
...
تنها راه رهایی این است
+
نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم دی 1385ساعت 17:17  توسط مینا
|
وقتی یک سیب سرخ درون کیفم گداشتم
کیفم بوی مدرسه گرفت
...
+
نوشته شده در شنبه نهم دی 1385ساعت 15:41  توسط مینا
|
اینجا بدجور تنهایم
تنهای تنهای تنها....................
+
نوشته شده در چهارشنبه ششم دی 1385ساعت 17:38  توسط مینا
|