همین قدر که امروز ۱۲ اسفنده کافیه که دلم اندازه یه عالمه بگیره
همین قدر کافیه
همین
...
بازم حرف دارم
بغضمو بتونم قورت بدم میام بقیشو می گم...
+
نوشته شده در یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت 19:0  توسط مینا
|
کسی به من گفته بود روزی که اسطوره هایم بمیرند من متولد خواهم شد انگار موعد به دنیا آمدنم نزدیک است اما هنوز گاهی دلم برای دستهای هرزه ی افسونگرت تنگ می شود که مرا تا مرز جنون می برد و هنوز اسطوره های پوشالی ام را ... ... تو انگار مرا نمی شناسی و هرگز به خانه ام نخواهی رسید بگذار به دنیا بیایم همه آنچه خواهم داشت پیشاپیش برای تو و افکار مسموم و اغواگرت! ... موهای سفیدت را تا همیشه دوست خواهم داشت و قول می دهم گناهکار بمانم این روزها دلم هیچ چیز نمی خواهد